پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨

ديدگاه هايى در قلمرو بين الملل و مباحث سياسى و فرهنگى
قلی پور منصوره

اهميت خردادماه و مناسبت هاى آن در موضوعات مهمى چون " آموزه هاى امام در سياست خارجى" و " امام خمينى ، قلمرو دين و كرامت انسانى" متبلور شد و همايش هايى تحت همين عنوان با حضور شخصيتهاى سياسى و علمى كشور برگزار شد. همچنين با نزديك شدن زمان برگزارى انتخابات خبرگان رهبرى ، اين موضوع نيز در عناوين همايشها تبلور داشت و همايشى با عنوان " خبرگان ، مسؤوليت و مشروعيت" برگزار شد. از ديگر همايشهايى كه در خرداد ماه برگزار شدند و حائز اهميت علمى و فرهنگى بودند، ميتوان به هم انديشى هنر، سنت و سنت گرايان ، بررسى بحرانهاى انسان شناسى و همايشى با عنوان سازمان ملل و مقابله با بى كيفرى اشاره كرد كه صاحب نظران مسائل فرهنگى و سياسى در آن به طرح نقطه نظرات خود پرداختند.
آموزه‌هاى امام (ره) در سياست خارجى- در همايشى كه با همين عنوان در وزارت امور خارجه برگزار شد، آقايان متكى، بروجردى، خاتمى، رحيم‌پور و ولايتى به ايراد سخنرانى پرداختند. وزير امور خارجه كشورمان با بيان اينكه اصول سياست خارجى در چارچوب درك مفاهيم اعتقادى و اسلامى از منظر امام راحل ما قابل فهم درك و پياده كردن است، اظهار داشت: اين نظر امام (ره) مرزهاى جغرافيايى را در مى‌نوردد و حتى نگاه‌هاى ملى را در چارچوب خويش تعميم مى‌بخشد؛ در مبانى و محورهاى نظرى امام در حوزه سياست خارجى بخش‌هاى مشخصى وجود دارد كه غيرقابل مناقشه و در واقع اصول ثابت و قطعى هستند. متكى افزود: در بررسى مبانى عملياتى ديپلماسى در بينش سياسى امام راحل خدامحورى از اساسى‌ترين اصولى است كه البته تنها به عرصه سياست خارجى اختصاص ندارد و در تمام بخش‌هاى نظام جمهورى اسلامى در نگاه و رفتار ايشان متجلى گشته است. وى ادامه داد:: فعال و ابتكارى بودن مواضع از ديگر ويژگى‌ها و آموزه‌هاى حضرت امام در سياست خارجى است؛ شما بايد در سياست خارجى ابتكار داشته و شرايط بر شما مسلط نشوند. لازمه موضع فعال و در جاى لازم تهاجمى ديپلماتيك، شناخت كامل تحولات است و حضرت امام(ره) اين ويژگى را به طور كامل داشتند. وى با اشاره به اينكه انقلاب اسلامى ايران بسيارى از آن مولفه‌ها را مورد شك و ترديد قرار داد و اين بزرگترين تحولى است كه به واسطه نهضت امام در روابط بين‌المللى ايجاد گشته است، تحقير و مورد تهاجم قرار دادن ابرقدرت‌هاو آگاه ساختن ملت‌ها را از جمله اقدامات حضرت امام(ره) نام برد و اظهار داشت: جمهورى اسلامى ايران با مبانى مورد نظرش تهديدها را به فرصت تبديل كرد و كسانى كه در جنگ‌ها براى پيروزى افراد را مى‌كشتند، اينجا با ملتى مواجه شدند كه تمام عشق‌شان شهادت بود. متكى با اشاره به اين سخن حضرت امام كه "تا منزوى نشويم مستقل نمى‌شويم" اظهار داشت: هنوز تنها گوشه‌هايى از تكنولوژى‌هاى ما كه در طول اين ساليان به‌دست آمده اعلام شده و ما به بركت خودباورى در ريل خودكفايى قرار گرفته‌ايم. او تصريح كرد: ما با آموزه‌ها و رهنمودهاى امام راحل كه امروز در رهنمودهاى مقام معظم رهبرى تجلى يافته تجديد پيمان مى‌كنيم و حتما عزت و شرف استقلال كه بر پايه اعتقادات و اسلام است را با وابستگى به قدرت‌هاى استكبارى عوض نخواهيم كرد.
ويژگى‌هاى بارز نظارت حضرت امام در سياست خارجى- دكتر علاءالدين بروجردى، رييس كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى مجلس شوراى اسلامى سخنران ديگر اين همايش خدامحورى، نفى سلطه‌جويى و سلطه‌گرى، جامع‌نگرى و ثبات مواضع را از ويژگى هاى بارز آموزه‌هاى امام راحل دانست و ضمن بازشمارى برخى ويژگى‌هاى بارز نظارت حضرت امام در سياست خارجى، ثبات مواضع را از آن جمله دانست و اظهار داشت: آن‌چه كه حضرت امام در سال هاى ٤٢ تا ٥٢ درخصوص آمريكا و فلسطين فرمودند، هيچ تغييرى نكرد و اين ثبات مواضع، حاكى از ژرف نگرى در نگاه سياسى امام است. بروجردى ادامه داد: نفى هرگونه سلطه جويى و سلطه پذيرى از ديگر ويژگى‌هاى سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران است و شجاعت در برخورد با قدرت‌هاى بزرگ نيز از جمله ابتكارات نظام جمهورى اسلامى ايران بود كه ابرقدرت‌ها در برابر اين ابتكار و تفكر، عملا هيچ غلطى نتوانستند بكنند.رئيس كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى مجلس توجه به وحدت اسلامى را مهم‌ترين ويژگى آموزه‌هاى امام(ره) خواند و افزود: امروز دشمنان ايران در پى اختلافات قومى و مذهبى در ايران هستند، ولى آن‌ها غافلند كه فرزندان امام(ره) اين توطئه‌ها راخنثى مى‌كنند.
قاعده نفى سبيل و روابط صلح آميز با دول غيرمحارب- حجت‌الاسلام‌والمسلمين سيداحمد خاتمى، امام جمعه‌ى موقت تهران و عضو مجلس خبرگان رهبرى نيز آموزه‌هاى بنيان‌گذار جمهورى اسلامى ايران در سياست خارجى را مبتنى بر قاعده‌ى "نفى سبيل" دانست و با اشاره به اصل ١٥٤ قانون اساسى، افزود: بر مبناى اين اصل هرگونه سلطه‌جويى و سلطه‌پذيرى در نظام مقدس جمهورى اسلامى بى‌معناست و نظام نيز به حمايت از هر مسلمان در هرجاى دنيا مكلف و موظف است، البته اين در حالى است كه جمهورى اسلامى در امور داخلى كشورها هم دخالت نمى‌كند. امام جمعه‌ى موقت تهران يكى ديگر از اصول سياست خارجى در نظرات حضرت امام(ره) را روابط صلح آميز با دول غيرمحارب، دانست و اظهار داشت: در شرايط فعلى مصداق دولت محارب با نظام اسلامى، دولت آمريكاست، ضمن اين‌كه ما اصلا رژيم صهيونيستى را هم به عنوان يك دولت نمى‌شناسيم.
تنش زدايى آرى، امام زدايى نه - همچنين حسن رحيم پور ازغذى، استاد دانشگاه و عضو شوراى عالى انقلاب فرهنگى با بيان اين‌كه امروز بايد مجددا جهان‌بينى انقلابى امام(ره) در روابط بين‌الملل را احياء كنيم، تاكيد كرد: ما نبايد امروز به بهانه‌ى تنش زدايى، امام زدايى كنيم؛ تنش زدايى به معناى امام زدايى، دقيقا همان چيزى است كه آمريكايى‌ها مى‌خواهند. وى با تاكيد بر اين‌كه ما نبايد اسير تحكم سرمايه دارى غربى شويم، ناسازگارى انديشه‌هاى حضرت امام(ره) با چارچوب‌هاى‌بين‌المللى و غربى را يادآور شد و افزود: ما جرات استفاده از قدرت خويش را نداريم، ما بايد تقسيم بندى‌هاى‌غربى از جهان و علم، مثل تقسيم جهان به توسعه يافته و توسعه نيافته، جنوب و شمال و مواردى از اين دست را زير سوال ببريم. او هم‌چنين با اشاره به اين‌كه غربى ها به نام علم، ايدئولوژى خود را به ما تحميل كرده‌اند، تضاد منافع ملى و ايدئولوژى را غيرواقعى دانست و افزود: منافع ملى ما اصولا تعريف ايدئولوژيك داشته و جز در قالب ايدئولوژى قابل تعريف نيستند. رحيم‌پور ازغدى در پايان اظهاراتش ايدئولوژى‌زدايى از سياست خارجى را عملى غيرمنطقى و ضدعلمى دانست و تصريح كرد: علوم سياسى و علوم اجتماعى به مفهوم پوزيتيويستى اصلا علم نيستند و در واقع علمى كردن ديپلماسى به معناى‌ايدئولوژى زدايى، اصلا معنايى ندارد.
نفى سلطه‌ى شرق و غرب - دكتر ولايتى مشاور عالى مقام معظم رهبرى در امور بين‌الملل هم آخرين سخنران اين همايش بود كه با بيان اين‌كه نه شرقى، نه غربى به معناى نفى سلطه‌ى شرق و غرب است، افزود: تاكيد امام بر اين شعار به اين معنا بود كه شما بايد ابتدا سلطه‌ى شرق و غرب را نفى كنيد و در واقع اين نفى سلطه از شرق و غرب مقدمه‌ى تشكيل جمهورى اسلامى‌ايران بود. ولايتى ادامه داد: در گذشته شرايطى بر كشور حاكم بود كه هر كس مى‌خواست كارى انجام دهد، چاره‌اى‌غير از نفى سلطه‌ى خارجى‌ها كه بر مقدرات كشور حاكم بود، نداشت. مشاور عالى مقام معظم رهبرى در امور بين‌الملل با استقبال از مصوبه‌ى نمايندگان ملت در مجلس شوراى اسلامى مبنى بر خروج كشور از NPT در صورت ارجاع پرونده‌ى هسته‌يى كشورمان به شوراى امنيت سازمان ملل متحد، اظهار داشت: اين اقدامات همگى براى رسيدن كشور به استقلال است و اين حق اوليه‌ى تمام ملت‌هاست. ولايتى همچنين با اشاره به برخى نظرات رهبر كبير انقلاب اسلامى ايران در خصوص سياست خارجى كشور، افزود: در جمهورى اسلامى ايران مبانى تصميمات سياست خارجى در دست رهبر بوده و امروز نيز همين‌گونه است و البته در تمامى كشورها نيز چنين است كه حرف آخر را نفر اول مملكت مى‌زند، در ايران هم اگر قرار باشد سخنى فصل‌الخطاب قرار گيرد، به طور مسلم آن نظر مقام معظم رهبرى است. دكتر ولايتى در پايان بر پايدارى در مواضع و حفظ ابتكار عمل در دراستاى استمرار عزت كشور تأكيد كرد.
امام ، قلمرو دين و كرامت انسانى- حجت‌الاسلام والمسلمين فيرحى در همايش بين‌المللى » امام خمينى(ره)، قلمرو دين و كرامت انسانى« با بيان اين مطلب كه امام(ره) در بسيارى از بيانات خود سعى مى‌كرد همواره تقارنى بين اسلام و انسان ايجاد كند و به نوعى كامل را مساوى اسلام ناب معرفى مى‌كرد و همواره تلاش مى‌نمود تا ارتباطى بين اسلام كل و انسان كامل ايجاد كند، اظهار داشت: امام(ره) بر خلاف ماترياليست‌ها نگاه خوش‌بينانه‌اى به فطرت انسان داشته و معتقد بودند كه عمل صالح عملى است كه با فطرت انسان سازگار است و اگر كسى مى‌بيند عملش مخالفت ديگران را برانگيخته بايد در صالح بودن عملش شك كرد، چراكه سازگارى و ناسازگارى هر عمل چه در سطح سياسى اجتماعى و چه فردى را مى‌توان با عمل انسان به تجربه آزمود. وى با يادآورى اينكه امام انسان را ذاتا آزادى‌خواه ميدانستند اضافه كرد: امام عشق فطرى انسان به آزادى را از مهمترين فاكتورهاى فطرت آدمى مى‌دانستند اما مى‌گفتند آزادى مطلق است با دو قيد يكى عدم مغايرت با عفت عمومى و ديگرى عدم مغايرت با آزادى ديگران. در حقيقت ايشان مى‌گفت آزادى نيازمند قانون است چراكه قانون هم حدود عفت و هم حدود آزادى ديگران را تعيين مى‌كند. وى خاطرنشان كرد: امام معتقد بودند كه به چند دليل بايد با ديگران دوستى و از دشمنى پرهيز كرد؛ يكى اين كه انسان بنده محبوب خداست و ديگر اين كه بين انسان‌ها افرادى محب خدا وجود دارند كه حرمت نگذاشتن به آن‌ها موجب خشم خداست.
كرامت انسانى و نفى خشونت - حجت‌الاسلام و المسلمين معاديخواه نيز در سخنانى با اشاره به بخش‌هايى از نهج‌البلاغه اظهار داشت: امام على (ع) به يارانش كه معاويه را در جنگ دشنام مى‌دهند اظهار مى‌كند كه دشنام دادن به يك انسان ولو دشمن مخالف كرامت انسانى است و اين‌گونه آن‌ها را از پايين‌ترين سطح خشونت كه كرامت انسان را لگدكوب مى‌كند به خود مى‌داشت. وى افزود: چطور مى‌توان با وجود چنين مكتب مقدسى كه حتى اين سطح از خشونت را نفى مى‌كند اين همه لگدكوب شدن كرامت انسانى را به اسلام و حقوق اسلامى توجيه كرد؟ وى گفت: انسان ظرفيت خداگونه شدن را دارد، با اين وجود اگر انسان خلاف مسير خدا گام بردارد حتى اگر از نخبگان هم باشد مانند درندگان وحشى به جان همنوعان خود مى‌افتد و شهرهاى بزرگ را با خاك يكسان مى‌كند. وى افزود: امام (ع) در توصيه‌هاى خود به مالك اشتر آورده است كه تار و پود دلت بايد لطف محبت و رحمت باشد، يعنى يا عاشق باش يا درنده. حاكمان نيز اگر عاشق مردم نباشند از خود بيگانه‌ى قدرت مى‌شوند و از كرامت انسانى فاصله مى‌گيرند.
محكوميت تعرض به حقوق مسلم ملت ايران- هم‌چنين مالك ان‌جايى انديشمند سنگالى طى سخنانى در اين همايش گفت: اسلام كلاسيك در دنياى معاصر دچار تحولات زيادى شده است و ما آن را از بركت وجود انقلاب اسلامى ايران مى‌دانيم. وى با اشاره به تهديدهايى كه متوجه كشورمان شده تأكيد كرد : ما از هيچ كشورى نمى‌پذيريم كه جمهورى اسلامى ايران را مورد تهديد قرار دهد چرا كه تجربه ثابت كرده است اگر در اين راه تلاش جهانى خود را به كار نبنديم موفق نخواهيم بود. وى با اشاره به اينكه در حال حاضر جهان ما دستخوش تحولات فراوانى شده است، افزود: يك تغيير بسيار مهم در اين ميان به وجود آمدن نوعى اومانيسم الهى و اسلامى است كه امام آن را نه تنها به مسلمانان كه به همه دنيا تعليم داد. اين انديشمند سنگالى با تاكيد بر غيرنظامى بودن فعاليت‌هاى هسته‌يى ايران گفت: هيچ كشورى حق تعرض به حقوق مسلم ملت ايران را ندارد.
كرامت نوعى شرافت- دكتر قاضى‌زاده نيز در اين همايش گفت: كرامت نوعى شرافت است و از ديدگاه اسلامى انسان بودن و داشتن نفس ناطقه به خودى خود شرافت محسوب نمى‌شود، بلكه اين كرامت است كه جايگاه انسان‌ها را مشخص مى‌كند. قاضى‌زاده دو سطح از كرامت را براى انسان در نظر گرفت؛ سطح اول كه ذاتى براى همه‌ى انسان‌هاست و سطح دوم براساس كسب فضيلت‌هاى اخلاقى و دينى در طوح دوره‌ى زندگى آنان است. وى با اشاره به حديثى از على(ع) گفت: اميرالمومنين مى‌گفت كه نسبت به همه خوش اخلاق باشيد چراكه آن‌ها يا برادران دينى شما هستند و يا انسانى مثل خودتان.
توانايى امام نيز به دليل ايمان قوى- هم‌چنين رونالد گرانتز اسلام شناس آلمانى اظهار داشت: امام خمينى(ره) اعتقادى‌راسخ به اهداف الهى داشت و همين باعث شد تا ايشان به درجات سحرآميزى از قدرت دست پيدا كنند و به واسطه‌ى‌آن و با حمايت مردم قدرت شاه ظالم را از بين ببرند. وى افزود: ايمان قدرت شگرفى به انسان‌ها مى‌دهد، توانايى‌امام نيز به دليل ايمان قوى او به خدا بود كه چنان تاثيرات شگرفى را به جامعه‌ى خود و دنيا برجاى گذاشت. وى گفت: در مقابل هركس از حيطه‌ى ايمان بيرون باشد مى‌تواند تبديل به حيوان خطرناكى شود كه آسيب فراوانى را به انسان و انسانيت وارد مى‌سازد. گرانتز ادامه داد: بايد هر آن چه به آن عشق مى‌ورزيم را در معرض قضاوت ديگران قرار دهيم تا مشخص شود عقيده‌ى ما چيست.
انسان به روح انسان - رييس مركز مطالعات عالى بين‌المللى دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران هم در سخنانى با اشاره به وجود بيش از ششصد ميليون نفر در سراسر جهان كه به علل مختلف جسمى، ذهنى و اجتماعى داراى‌معلوليت هستند ، گفت: تعداد افراد داراى معلوليت هر روز در جهان به دلايل مختلف به ويژه در كشورهاى در حال توسعه در حال تزايد است. به طورى كه هفتاد درصد افراد داراى معلوليت در كشورهاى فوق زندگى مى‌كنند. با فزونى آنها چالش براى بهبود زندگى و رعايت حقوق و كرامت آنها وسيع‌تر مى‌شود. در حالى‌كه اقدامات ملى و بين‌المللى بايد در حمايت از آنان صورت گيرد، نوع نگرش انسانى به آنها و افزايش آگاهى در جهت حفظ اين كرامت مهم‌تر است. با توجه به اهميت دين در جهان معاصر و انتظار از كاركردهاى آن و نظرات مراجع دينى، لزوم بررسى و تحليل موضوع اهميت مى‌يابد. اين مدرس دانشگاه همچنين با اشاره به وجود ميليون‌ها افراد داراى معلوليت به دلايل مختلف از جمله جنگ در ايران و كشورهاى اسلامى توجه بيشتر به اين دسته از افراد را مورد توجه قرار داد و اضافه كرد: نكته آن‌كه در حال حاضر بعد از سال‌ها غفلت جامعه جهانى در توجه واقعى به كرامت و حقوق افراد داراى معلوليت به پيشگامى ملل متحد كنوانسيون جامع بين‌المللى حمايت و ارتقاء حقوق و كرامت افراد داراى معلوليت در حال تدوين مى‌باشد كه ارائه نظريات مهم براى غناى‌هرچه بيشتر آن ضرورى است. وى با اشاره به گزيده‌اى از سخنان امام درباره كرامت افراد داراى معلوليت گفت: جامعه معلولين بايد بدانند كه انسان داراى روحى است و جسمى. آن‌كه انسان به او انسان است، روح انسان است نه جسم انسان. دعا كنيد كه آن‌هايى كه روح‌شان معلول است، آنها شفا پيدا كنند و دعا كنيد كه شما جامعه معلولين جسمى، معلولين روحى نباشيد. اگر روح شما سالم باشد و روح شما آزاد و قوى باشد، چه باك كه دست يا پاى انسان معلول باشد. دست و پاى انسان مناط انسانيت نيست. اين قشر است، لب انسان روح انسان است، نفس ناطقه انسان است. وقتى نفس ناطقه انسان قوى باشد، باكى از اين نيست كه جسمش عليل باشد. انسان به روح انسان است. دكتر مصفا در بخش پايانى سخنانش گفت: انسان با روح انسان است. ما همه، با همه‌ى حيوانات شركت داريم در اين‌كه گوش داريم، چشم داريم، پا داريم، دست داريم. اما اين مناط انسانيت نيست. آنى كه انسان را از همه موجودات جدا مى‌كند، از همه موجودات طبيعى جدا مى‌كند، آن قلب انسان است؛ آن بصيرت انسان است. شما بصيرت داشته باشيد انسانيد. اگر بصيرت نداشته باشد ابوجهل چشم داشت، اما انسان نبود. بعضى از انبياء هم چشم نداشتند و نبى بودند، ميزان در انسانيت معنويت انسان است. كوشش كنيد كه خودتان را با محتوا كنيد. معنويت در خودتان ايجاد بكنيد.
زنان و امكان نامزدى خبرگان - آيت الله امينى، نايب رئيس مجلس خبرگان رهبرى در همايش همايش يكروزه »خبرگان ، مسووليت و مشروعيت« كه با شركت ١٥نفر از نمايندگان مجلس خبرگان رهبرى در بندرعباس برگزار شد ، با اشاره به اين كه به لحاظ قانونى منعى براى حضور بانوان در مجلس خبرگان رهبرى وجود ندارد ، گفت : عضويت در خبرگان رهبرى شرايطى‌دارد كه در آيين نامه آمده و در آن ، اين عضويت به مرد بودن مشروط نشده است و به همين دليل اگر خانمى مجتهده و عادل باشد، مى تواند نامزد شود و در صورت انتخاب مردمى به مجلس خبرگان رهبرى راه يابد. همچنين سيداحمد خاتمى ، عضو ديگر مجلس خبرگان رهبرى با اظهار اين نكته كه همه ٨٦ عضو مجلس خبرگان رهبرى شرايط مختلف علمى دارند و اگر شخصى اين تخصص را نداشته باشد ، طبق قانون حضور او غيرقانونى است، اشتهار به ديانت و وثوق شايستگى ، اجتهاد در حد تجزى ، بينش سياسى اجتماعى و آشنايى با مسائل روز ، معتقد بودن به نظام جمهورى اسلامى ، التزام عملى به مجموعه نظام و نداشتن سوئ سابقه سياسى اجتماعى را از جمله ويژگى هاى خبرگان رهبرى دانست. آيت الله مقتدايى عضو كميسيون تحقيق مجلس خبرگان نيز با اشاره به اين كه ١١ وظيفه براى رهبرى تعيين شده و مجلس خبرگان با تشكيل كميسيون هاى مختلف از جمله كميسيون تحقيق بر وظايف رهبرى نظارت مى كند، گفت: كميسيون تحقيق اشراف و نظارت كامل دارد و حتى رهبر معظم انقلاب تاكيد دارند كه اين كار را ادامه دهيد و محلى در دفتر خود براى اين كار در اختيار كميسيون گذاشتند .آيت‌ا... يزدى، عضو ديگر مجلس خبرگان رهبرى نيز در اين همايش با تأكيد بر اينكه همه فقها »منصوب« هستند وحق تصرف از طرف خدا به آنهاداده شده، وظيفه مردم را حمايت از آنها دانست و افزود: اين مردم نيستند كه حق حكومت مى‌دهند بلكه اين حقى‌است كه از طرف خداوند به آنها داده شده و مردم تنهابه عنوان تقويت‌كننده توان اجرايى حاكميت، مطرح هستند كه به حاكم در استيفاى حق حاكميتى وى كمك مى‌كنند. وى افزود: حتى سيستم فعلى حكومت اسلامى نيز كه تفكيك قوا و ساير ملاحظات در آن ديده مى‌شود، مشروعيت خود را از اجازه امام خمينى (ره) گرفته است. رئيس سابق قوه قضائيه يادآور شد كه صدور احكام مختلف از طرف امام راحل در پيش از انقلاب نيز از جايگاه فقاهتى و حق حكومتى ايشان بود و وابسته به مردم نبود.
هنر، سنت و سنت‌گرايان - در همايشى تحت همين عنوان پس از سخنرانى چند تن از اساتيد در مراسم افتتاحيه، دكتر سعيد بيناى‌مطلق در بررسى سنت از منظر »رنه گنون« گفت: آنچه رنه گنون درباره سنت نوشته است عمدتاً به مطالعه آيين‌ها به خصوص آيين هندو محدود مى‌شود و به نظر من، اصولاً انديشمندانى كه سنت‌گرا خوانده مى‌شوند چندان هم به سنت در صور رايج آن نپرداخته‌اند.اما مى‌توان گفت، سنت در نظر گنون همان حكمت خالده است. همچنين نقد وى از سنت معكوس يا روحانيت معكوس و پديده‌هاى جديد ديگر بر اساس همين تعبير اصيل از سنت استوار است.
در ادامة سخنان وى دكتر محمود بيناى مطلق نيز دربارة راز چهرة اقنومى گفت: برخورد بين اديان و مذاهب مختلف نشان مى‌دهد كه راه‌هاى مختلفى بين آنها وجود دارد كه ناشى از رقابت ناخودآگاه جمعى آنهاست. به همين دليل اساساً نمى‌توانند متضاد يكديگر باشند، با اين وجود دو به دو با هم جمع‌شدنى نيستند مگر در مركزهايشان كه طبق تعريف نيم صورى هستند و به سوى نور محض باز مى‌شوند. وى در اهميت درك مفهوم اقنوم گفت:" اقنوم چهره يا نگاه تجريد نيست بلكه بر عكس خود نوعى‌تعيين بخشى الهى است كه ظرف انسانى فردى يا جمعى خاص را در نظر دارد كه قوانين خاص خود و امكانات و معجزات ويژه‌اى دارد.
نقش نمادها در هنر سنتى - همچنين نيكلاس بويلستون از انگلستان در سخنانى پيرامون آناندا كوماراسوآمى و تعبير رمزها ، برداشت كوماراسوآمى از نقش نمادها در هنر سنتى و ارائه آنها در مقايسه با ديگر متفكران سنت‌گرا بويژه نظريات رنه گنون، مارتين لينگز و فريتهيوف شوئون رذا مورد بحث قرار داد و گفت: از نظر كوماراسوآمى رابطه نمادگرايى در هنر با نمادگرايى در وحى نيز در طبيعت كه جلوه‌گاه تجلى حقايق معنوى است نشان داده مى‌شود. او معتقد است كه جاذبه زيبايى‌تنها از طريق حواس حاصل نمى شود. بلكه از طريق حواس به عقل منتقل مى‌شود. بويلستون گفت: كوماراسوآمى يافته هاى خويش را با شواهد و اطلاعات بى‌شمار آكادميك ارائه مى‌دهد و طى آن مكرراً به مسئله همگونى و وحدت نظر اديان مى‌پردازد. پس از اين نظر رابطة آثار او با آثار و عقايد رنه گنون كه تحليل خود را از نمادگرايى سنتى را نتيجه نگرش متافيزيكى محض مى‌داند و به جزئيات و زوائد آكادميك نمى‌پردازد متمايز مى‌شود.
محاكات هنر از عالم علوى- دكتر حسن بلخارى نيز تحت عنوان محاكات هنر از عالم علوى در بررسى تطبيقى آراى اخوان الصفا و آناندا كوماراسوآمى گفت: بررسى آراء و انديشه‌هاى اخوان الصفاء كه از نظر قدمت نظراتى مقدم بر غزالى است، ابوحيان توحيدى، ابن هيثم، روزبهان بقلى و ... دارند و در عين حال متأثر از آراء حكمت قرآنى و آراء مطرح در حكمت يونانى و به ويژه فيثاغوريان و فلوطين هستند، در قياس با آراء آناندا كوماراسوآمى، بزرگترين حكيم هنر شرقى مشابهت‌ها و اشتراكات فراوانى را به ياد مى‌آرود. وى افزود: آراء گسترده صاحبان رسائل و نيز كوماراسوآمى تنها به منشاء آسمانى هنر و آداب معنوى هنرمند در خلق اثر و نيز نقش بى‌همتاى دل در دريافت و ظهور صور متعالى در آيينه خويش اشاره مى‌كند.
هويت انسان از نظرگاه سنت و حكمت - دكتر هادى شريفى هم با سخنانى درباره هويت انسان از نظرگاه سنت و حكمت با تكيه بر عقايد رنه گنون، ضمن توضيح اينكه حركت رنسانس از نظر سنت‌گرايان و اصحاب حكمت ٢ اشكال اساسى شامل فقدان عينيت و تخريب مفاهيم اساسى در حوزه فكر، عمل و زندگى انسان دارد، گفت: در فلسفه جديد كه گرايش به تخريب مفاهيم زياد است »خود« از حوزه فرديت خارج مى‌شود چرا كه افق فكرى متفكرين سطحى است و مايلند كه محدوديت فكرى خود را بر ديگران تحميل كنند. از طرف ديگر با پيدايش روانشناسى جديد كه در سطح افقى به بررسى استعدادهاى آدمى مى‌پردازد به تدريج عقل معجزه‌آساى آدمى عقلانيت خود را از دست داد و به سطح عملى و مشكل‌گشاى دنيا سقوط كرد. ايمان و اعتقاد نيز از آنجا شروع مى‌شود كه نيروى استدلال آدمى كارگشا نيست و به سطح احساسات تنزل كرده است.
امر قدسى، مداخله ابديت در زمان و بى‌نهايت- همچنين شهرام خداورديان در مقاله اى با عنوان : امر قدسى، مداخله ابديت در زمان و بى‌نهايت گفت: ابديت با در نظر گرفتن ژرف ترين معناى اين كلمه، تنها قابل اطلاق به »ذات« (خداوند در مرتبه برتر از وجود) است و نه حتى به مراتب نازلتر عالم الوهى كه تعنيات آن ذات هستند. از نظر ما بعد الطبيعه محض و حكمت خالده، الوهيت در مرتبه »برتر از وجود« مطلق و متعاقباً بى‌نهايت است و هيچ قيدى، از جمله زمانمندى را نيز پذيرا نيست. خداورديان با اشاره به اينكه اين مفاهيم در مراتب نازلتر هستى شناختى ممكن است حامل چنين معنايى نيز باشد، گفت: در تناظر با اين نكته، »ابديت« نيز قابل تقليل به يك پيوستار زمانى بى‌آغاز و انجام است. تسلسلى بى‌پايان از »اكنون‌ها« كه بيشتر ناظر به معناى كمى نيست بلكه اكنونى است كه هر يك از »اكنون‌هاى« تشكيل دهنده يك پيوستار زمانى نسبى، بارقه‌اى از آن را در خود دارد."
حوضچه معنايى در تحقيق آثار هنرى - در ادامه سخنرانى‌ها دكتر بهمن نامورمطلق دبير فرهنگستان هنر پيرامون »حوضچه معنايى در تحقيق آثار هنرى: معرفى يك روش مطالعاتى سنت‌گرايانه از ژيلبرت دوران« گفت: يكى از مسائل مهم درخصوص هر گونه مطالعات هنرى و ادبى روش تحقيق آن است. اين مسئله نزد جرياناتى همچون سنت‌گرايان به مراتب پيچيده‌تر ودشوارتر است زيرا روش تحقيق آنها با روش‌هاى تحقيقى برخى ديگر همچون فرماليستى كه عصر ما به آن عادت بيشترى دارد، كاملاً متفاوت است. دكتر نامورمطلق به نقل از دوران جريان فكرى يا هنرى را به شش مرحله تقسيم كرد: جويبارهاى اوليه، توزيع آبها، الحاق و اتصال آنها به هم، تثبيت رودخانه، آغاز حركت و طغيان و نهايتاً شكست مرزها. اوگفت: حوضچه معنايى در مقابل روش‌هاى فرماليستى، پوزيتيويستى و تاريخيگرى قرار مى‌گيرد. تاريخيگرى به يك روند خطى‌معتقد است اما در حوضچه معنايى روند چرخشى است همچنين فقط به خود متن توجه نمى‌كنند بلكه بسترهاى تاريخى و فراتر آن را نيز در نظر مى‌گيرند و از اين منظر در مقابل فرماليست‌ها قرار مى‌گيرند و از نظر رابطه بين سوژه محقق و موضوع ارتباطى ايجاد مى‌كند كه در مقابل پوزيتيويسم‌ها قرار مى‌گيرد.
سنت و حقيقت هنر- دكتر غلامرضا اعوانى نيز طى سخنانى درباره »سنت و حقيقت هنر« ، گفت: حقيقت از مسائل بسيار كليدى نزد سنت گرايان است. در دوران جديد هيچ فيلسوفى را نمى يابيم كه بحث او درباره حقيقت باشد. در يك زندگى سنتى‌حقيقت تمام وجود انسان را در بر مى گيرد. انسان با سه قوه از ديگر موجودات جدا مى شود: ١- عاقله كه غايت آن وصول به حقيقت است. ٢-اراده يا عامله كه غايت آن اختيار خير است. ٣-خلاقه كه غايت آن جمال است. اينها سه وجه از يك حقيقتند. در جهان امروز ارتباط بين اين سه گسسته شده است. هيچ عملى به معناى دقيق كلمه بدون معرفت ممكن نيست. معرفت ما در ارتباط با حقيقت است. از طرف ديگر اين حقيقت امرى ورا و متعال از ماست. معناى سنتى حقيقت مثل امروز سوبژكتيو نيست. اين حقيقت در ما هم هست اما جنبه متعالى دارد. اصلاً اگر حقيقت در ما نبود امكان معرفت وجود نمى داشت. اعوانى با اشاره به اينكه شوان، گنون و ديگران اين را مطرح كرده اند كه چه راههايى براى وصول به حقيقت در درونمان وجود دارد، ادامه داد: تشخيص بين حقايق مطلق و نسبى از مسائل بسيار مهم است. اين تمايز در هند به صورت تمايز ميان آتما و مايا مطرح مى شود. كسى كه مايا را با آتما خلط كند به حقيقت نمى رسد. در هم آميختن اين دو بزرگترين اشتباه متافيزيكى است. در دنياى امروز ما »مطلق« انكار مى شود. اين مطلق به بهترين وجه "در لا اله الا الله" آمده است. مسئله ديگر مسئله كشف و نظر است. يعنى حقيقت مطلق با استدلال و عقل جزئى به دست نمى آيد، بلكه با عقل شهودى و الهى به دست مى آيد. در دنياى جديد فرق بين اينها از بين مى رود. بنابراين انسان نبايد خود را به ظاهر وجود خود و عالم را به پديدارها كاهش دهد. وى افزود: فرق است ميان سنت و فرهنگ. در سنت حق تعيين كننده همه چيز است اما در فرهنگ حقيقت مطلق جايى ندارد. بشرمدار و عالم مدار است. اين فقط سنت است كه از طريق وحى الهى انسان را به خدا پيوند مى دهد. بدون خدا هر چيز ارزش ذاتى و الهى خود را از دست مى دهد. بشر مدرن سعى دارد فقط دوره مدرن را معيار قرار دهد، در حاليكه انسان بايد خود را با حقيقتى كه فوق زمان و مكان است مقياس كند و خود را در ارتباط با آن بسنجد. وى در ادامه با اشاره به اينكه زبان علم و فلسفه جديد با زبان رمز بيگانگى دارد، گفت: كسى كه در جهان بينى وحيانى زندگى كند، عقل او عقل جزئى نيست. سنت است كه به انسان اين قدرت را مى دهد و او را از جزئيت دور مى كند و به سوى كليت پيش مى برد. يك شعار قرون وسطى اين است كه علم جزئى بدون علم كلى معنا ندارد. امروزه علم جزئى به قيمت نفى حكمت الهى، علم مطلق شده است. اعوانى با بيانى از لائوتسه كه مى گويد: در آخر زمان هر چيز به پايين ترين مرتبه و معناى خود مى رسد، به ارتباط حقيقت با معنويت پرداخت و اضافه كرد: عالم، حقيقتى بامعناست. ما ظهور معانى را در اين عالم مى بينيم. اصل معنا خداوند است. چشم حقيقت بين است كه مى تواند معنا را در عالم ببيند. ادراك كننده معنا در وجود ما روح است. انسان در قالب يك زندگى معنوى، روحانى و الهى است كه مى تواند فهم حقيقت كند. كسى را كه حقيقت در وجودش تحقق يافته را محقق مى گفتند (در مقابل مقلد). گفتيم هنر بدون حقيقت امكان ندارد. هنر راه ظهور و بروز حقيقت بوده است. هنر معنوى از روح و معنا برخاسته است. فرق بين هنر مقدس و غيرمقدس همين است. مقدس يعنى ظهور و بروز خداوند در چيزى. هنر مقدس تداعى كننده ظهور حقيقت است. پس بدون حقيقت نمى توانيم هنر مقدس داشته باشيم. چنين هنرمندى خليفة الله است. هنر سنتى خود حكمت است. شوان مى گويد: بالاخره حقيقت بر همه چيز پيروز مى شود.
بررسى بحران‌هاى انسان‌شناسى - در سومين جلسه از سلسله جلسات انجمن انسان شناسى ايران، »كريستين بروم برژه«،»ناصر فكوهى« و جمعى از دانش پژوهان انسان شناسى به نقد و بررسى، بحران‌هاى موجود در انسان شناسى‌پرداختند. كريستين بروم برژه رئيس انجمن ايران شناسى فرانسه در ايران ، بحران انسان شناسى امروز را در افزايش گونه‌هاى رشته‌ى انسان شناسى و عدم قطعيت در روش شناسى اين رشته ها خواند و با بيان اينكه امروز انسان شناسى با موضوعات تازه و پر اهمييتى روبرو است كه ما بايد خودمان را با آنها انطباق دهيم، گفت:مسائل شهرى، خويشاوندى، روابط سياسى و ميان مردمى و تاثيرى كه اين مسائل بر حوزه هاى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى مى گذارد، عمده ترين مسائل انسان شناسى امروز است. براى مثال بازى‌ها در تمام فرهنگ‌ها، فضاى بسيار مناسبى براى شناخت مردم يك جامعه فراهم مى‌آورد. اينكه بازى ها به سمت خشونت متمايل‌اند، گرايشات سياسى دارند و يا صرفاً سرگرم كننده هستند، در شناخت انسان شناس نسبت به مردم يك جامعه بسيار مفيد است. رئيس انجمن ايران شناسى فرانسه در بخشى از اين نشست ، در پاسخ به سوالى‌درباره ى وسعت رشته‌ى انسان شناسى گفت: پاسخ دادن به اين سوال يكى از چالش‌هاى اساسى انسان شناسى است. امروزه انسان شناسان در تمركز حوزه‌ى انسان شناسى بر فرهنگ مردمى و عام و حوزههاى جهانى ديگر، دچار ترديد هستند. پاسخ به اين سوال كار ساده‌ايى نيست، اما مى‌توان راه حل‌هايى براى آن انديشيد. برقرارى پل ارتباطى ميان جوامع كوچك و بزرگ يكى از اين راه حل ها است. مبناى مطالعه انسان شناسى امروز بايد بسترهاى اجتماعى و شبكه‌هايى باشد كه جوامع را به يكديگر متصل مى سازند.
سازمان ملل متحد و مقابله با بى‌كيفرى- در همايش يك‌روزه اى با همين عنوان در دانشگاه تهران كه شمارى از اساتيد حقوق دانشگاهها به ايراد سخنرانى پرداختند، رييس حقوق بشر، دموكراسى و صلح يونسكو در ايران حاكميت دولت، منطق قدرت و توسعه نيافتگى را سه عامل مهم و اثرگذار بر بى‌كيفرى در جوامع بين‌المللى معرفى كرد و گفت: بى‌كيفرى عملا نتيجه تاثير عوامل غيرحقوقى و ساختارى است، در عصر ما تسلط منطق قدرت بر روابط و حقوق بين‌الملل، مصلحت‌انديشى، چالش صلح و امنيت، صلح و عدالت از عوامل بى‌كيفرى هستند. وى، با بيان اينكه بى‌كيفرى از ويژگى‌هاى بارز نظام‌هاى حقوقى‌ناقص است، ، دو مانع حقوقى و فراحقوقى را به عنوان موانع اصلى تاثيرگذار در بى‌كيفرى دانست و گفت: گاهى‌مصلحت‌انديشى براى حفظ صلح يا امنيت و عدالت صورت مى‌گيرد كه بر بى‌كيفرى اثر فراوانى دارد و از جنبه‌هاى‌غيرحقوقى محسوب مى‌شود و در پاره‌اى از موارد هم وجود منطق قدرت در مصلحت‌انديشى‌ها بيانگر بى‌كيفرى‌هاست.
عدم تجهيز جامعه جهانى به دادگاه بين‌المللى - يك مدرس حقوق بين‌الملل دانشگاه علامه طباطبايى هم در اين همايش اظهار داشت: بى‌كيفرى واقعيت تلخى است كه از يك‌سو به عدم تجهيز جامعه جهانى به دادگاه بين‌المللى برخوردار از صلاحيت "اجبارى" و "عام" باز مى‌گردد و از ديگر سو در عدم تمايل يا ناتوانى دادگاه‌هاى ملى در اعمال نسبت به جرايم بين‌المللى ريشه دارد. اصول كلاسيك اعمال صلاحيت كيفرى يعنى صلاحيت سرزمينى، مشخص و واقعى نمى‌توانند جهت مبارزه موثر با شمار زيادى از جرايم بين‌المللى براى دادگاه‌هاى داخلى، صلاحيت جزايى شايسته و بايسته به ارمغان آورند. وى خاطرنشان كرد: »اصل صلاحيت جهانى« كه جهت تعقيب و مجازات جرايم بين‌المللى براى دادگاه‌هاى داخلى تمام كشورها مبناى اوليه اعمال صلاحيت فراهم مى‌آورد ابتدا در حوزه مبارزه با دزدى دريايى به رسميت شناخته شد و متعاقبا در گذر ايام، قلمرو گسترده‌تر و محتوايى دقيق‌تر يافت تا آن جا كه از اوايل دهه ١٩٩٠ ميلادى ميان نظام‌هاى ملى نوعى رقابت در توزيع مفهوم و قلمرو اين اصل پديدار شد. زمانى افزود: استقبال از اين اصل جهت مبارزه با بى كيفرى به نوعى نهضت جهانى‌مبدل شد، به ويژه آنكه در اواخر اين دهه در اساسنامه ديوان كيفرى بين‌المللى، صلاحيت ديوان، تكميلى قلمداد شد. به اعتقاد او، نمى‌توان قابليت‌هاى »اصل صلاحيت جهانى« در مبارزه موثر با واقعيت تلخ و تاسف‌بار بى‌كيفرى را مورد انكار قرار داد، اما با توجه به رويه قضايى بين‌المللى بايد به خاطر داشت كه دايره صلاحيت جهانى دادگاه‌هاى داخلى توسط حقوق بين‌المللى تعيين مى‌شود.
مبارزه با بى‌كيفرى در قبال جنايات بين‌المللى - يك مدرس حقوق جزاى دانشگاه تهران نيز در اين همايش گفت: بى‌كيفرى در قبال جنايات بين‌المللى ناپسند و مبارزه با آن ضرورى است، اما اين امر نبايد به نحوى انجام شود كه موجب نقض قاعده منع و محاكمه مجازات مجدد شود. دكتر على آزمايش، در همايش سازمان ملل متحد و مقابله با بى‌كيفرى به بررسى‌مفهوم بى‌كيفرى در حقوق بين‌الملل پرداخت و با بيان اينكه از آن جا كه اعتبار هر قاعده حقوقى قطع نظر از وجود جزء لازم آن يعنى حكم، بسته به ضمانت اجرايى است، گفت: در صورت عدم پيش‌بينى، حكم حقوقى را در حد قواعد و ارزش‌هاى اخلاقى باقى مى‌گذارد، لذا قواعد حقوقى بين‌المللى نيز با ضمانت اجراهاى متناسب با طبيعت آن قواعد همراه شده‌اند. او خاطرنشان كرد: با در نظر گرفتن انواع اعمال ناقص قواعد حقوقى بين‌المللى، سه نوع اصلى تخلف از تعهدات يا نقص قواعد به چشم مى‌خورد؛ اول تخلفات و نقض‌هاى كيفرى كه اولا و بالذات ناقض نظم عمومى داخلى يك يا چند كشور عضو جامعه بين‌المللى هستند و ممكن است بالعرض نيز ناقض نظم عمومى بين‌المللى باشند. وى با عنوان اين مسأله كه جامعه بين‌المللى حداكثر كوشش خود را از طريق فراهم آوردن سازوكارهاى تعاون بين‌المللى به منظور پيشگيرى و مبارزه با اين اعمال به كار مى‌برد كه اين نوع اعمال را با عنوان جرم بين‌المللى مى‌توان شناسايى كرد، اظهار داشت: تخلفات و نقض‌هاى‌كيفرى كه اولا و بالذات نظم عمومى بين‌المللى را بر هم مى‌زنند و ممكن است ثانيا و بالعرض ناقض نظم عمومى‌داخلى كشور يا كشورهايى نيز باشند، امروزه تحت عنوان جنايات بين‌المللى شناسايى مى‌شوند. دكترآزمايش بحث در حقوق بين‌المللى كيفرى به طور خاص را اعمال دسته سوم تخلفات و تعهدات يا نقض قواعد عنوان كرد و افزود: از آن‌جايى‌كه اين‌گونه اعمال، ضرورتا ناقض نظم عمومى داخلى كشور يا كشورها نيستند و چه بسيار مصاديقى از اين اعمال كه با هدايت، برنامه‌ريزى يا مساعدت دولت‌ها واقع مى‌شوند، على‌رغم اهميت ذاتى كه در نقض نظم عمومى بين‌المللى و حتى به خطر انداختن صلح و امنيت بين‌المللى دارند لكن متاسفانه به موجب قوانين ملى و دادگاه‌هاى داخلى مورد تعقيب و مجازات واقع نمى‌شوند. وى، استقرار انواع مصونيت‌ها، امتيازات، قوانين ملى عضو عمومى، معافيت از مجازات، رعايت تخفيف‌هاى‌غيرقابل توجيه در تعيين مجازات يا در انجام دادرسى و حتى در اعمال مجازات را، از جمله مواردى دانست كه بى‌كيفرى در قبال اعمال ناقض قواعد حقوقى بين‌المللى را موجب مى‌شوند. اين مدرس حقوق جزا در پايان گفت: البته هرچند پديده بى‌كيفرى در قبال جنايات بين‌المللى ناپسند و مبارزه با آن ضرورى است ولى اين امر نبايد به نحوى انجام شود كه موجب نقض قاعده منع و محاكمه مجازات مجدد شود و اگر بى‌كيفرى يك روى سكه است، روى ديگر آن را نيز كه منع تكرار محاكمه و مجازات است نبايد از نظر دور داشت.